السيد موسى الشبيري الزنجاني

1503

كتاب النكاح ( فارسى )

گويا اين عنوان صحيح است و به علت اشتهار جعفر بن الملك گاه در نسب وى اختصار روا مىداشته‌اند " محمد " را از عنوان وى ساقط مىكرده‌اند . بهر حال هرچند روايت مرسل نيست ولى وثاقت وى و آباء او ثابت نشده و روايت علاوه بر حسين بن محمد صيرفى از جهت اشتمال بر أبو محمد بن قاسم علوى و آباء وى نيز از درجه اعتبار برخى روا نيست ، حسين بن محمد صيرفى هم علاوه بر معاند بودن در كتب اهل سنت به عنوان جعال بودن تضعيف شده است ، بنابراين روايت از جهت سند به هيچ وجه قابل اعتماد نيست . ب ) : لزوم احتياط در استرضاء و استحلال در جلسهء قبل ما لزوم استحلال را در حقوق غير قابل استيفاء همچون حق مواقعه ، با توجه به اطلاق ادله توبه انكار كرديم ، ولى به نظر مىرسد كه از نظر بناء عمومى عقلاء ، لزوم استرضاء را از شئون حقوق اشخاص مىدانند ، و با توجه به اين بناى عقلا مشكل است بتوان به اطلاق ادله توبه تمسك كردو در حقوق ناس غير قابل استيفاء استرضاء را لازم بدانيم . مرحوم حاج آقا رضا فرموده ، با ظاهر الفاظ و اطلاقات نمىتوان از مرتكزات قوى عقلاء رفع يد نمود بلكه براى ردع از بناء عقلاء بايد الفاظ صريح و روشن به كار برد و گرنه اطلاق با توجه به بناء عقلاء كافى نيست ، چون ذهن انسان منصرف به غير مورد بناء عقلاء مىگردد ، بر اين اساس احتياط مرحوم سيد را در مورد لزوم استحلال از زوجه مىپذيريم ج ) : عدم جواز وطى زوجه قبل از اتمام نُه سال 1 ) دليل اجماع ظاهراً در مسأله اختلافى وجود ندارد و خلافى هم نقل نشده و مباشرت قبل از

--> : 358 / 962 ترجمه دارد و راوى از وى را محمد بن عمر الجعافى قال حدثنا أبو محمد القاسم بن جعفر « كذا » عن أبيه عن محمد بن عبد الله قرار داده است به گفته نجاشى همچنين روايات عيسى بن عبد الله بن محمد بن عمر بن على بن ابى طالب از آبائش توسط أبو بكر محمد بن سالم جعابى جمع‌آورى شده است ( : 295 / 799 ) .